الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

629

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

قرض يهودى براى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله شهادت داد و « ذا العينين » ، لقب « قتادة بن نعمان » كه در روز احد چشمش را از دست داد ، حضرت نبوى ، آن چشم را به جاى خود رو نمود و « ذو اليدين » ، لقب « عبيد بن عمرو خزاعى » كه به هردو دست عمل مىكرد بدون تفاوت . « ذو الثديه » كه بزرگ خارجىها بود و او را بين كشتگان نهروان يافتند كه يكى از دستانش ناقص گشته بود و مانند پستان به نظر مىآمد . « ذو الثفنات » ، لقب « على بن حسين عليهما السّلام » و « على بن عبد اللّه بن عبّاس » بوده كه اعضاى سجدهء ايشان از سجدهء بسيار چون « ثفنات » شتر ، يعنى زانوى شتر بود . « ذو السيفين » ، لقب « ابو الهيثم بن تيهاب » ( تيهان خ ل ) بود كه در وقت جنگ دو شمشير را حمايل مىكرد . « ذات النطاقين » ، لقب « اسماء » دختر ابو بكر است زيرا كمربند خود را در شبى كه حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله به مدينه هجرت مىكرد ، دو شقّه نمود از براى بستن به سفره ، « سيف اللّه » ، لقب « خالد بن وليد » ، « مصافح الملائكه » ، لقب « عمران بن حصين » ، « ذو العمامه » ، لقب « ابو أحيحه سعيد بن عاص بن اميّه » بود ، زيرا هر وقت عمامه بر سر مىگذاشت ، قريشى ديگرى متلبس به عمامه نمىشد تا اين كه او عمامه را برمىداشت . 1521 - شرمنده از خويش هر دم ز جهان عشق ، سنگى * بر شيشه نام و ننگم آيد چون انديشم ز هستى تو * از هستى خويش ننگم آيد ( ناشناس ) 1522 - عشق به وطن هم يشوقني إلى طلب المنى * و هوى يشوقني إلى الأوطان * * * ايشان مرا به عشق مىخوانند و عشق مرا به وطن . 1523 - وعدهء فردا شادم كه داد وعده به فرداى محشرم * كانروز هيچ وعده به فردا نمىرسد ( ضميرى )